السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

319

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

و گفت : اگر پيراهن يوسف از پشت سر شكافته شده باشد بىگمان او بىگناه است . در صورتى كه اگر پيراهن يوسف از جلو دريده شده بود سخن نوزاد بر عليه يوسف به كار مىرفت . 2 . همّ را به شهوت و خواسته درونى معنا كنيم ؛ همانگونه كه قاموس‌هاى لغت نيز اين گونه همّ را معنا نموده‌اند . در اين صورت آيه را اين گونه معنا مىكنيم كه اگر برهان پروردگار نبود يوسف به زليخا تمايلى درونى پيدا مىكرد . 3 . همّ را به‌معناى حديث نفس يوسف با خويشتن و جدال ميان خواست‌هاى شهوانى و عقلانى تصور نماييم ، چرا كه از يك سو نيازهاى طبيعى ، يوسف را به سوى شهوت مىكشاند و از سوى ديگر برهان الهى و خرد بشرى او را به سوى بندگى خداوند سوق مىداد همچون روزه‌دارى كه در يك روز گرم تابستانى با شربتى سرد و گوارا روبرو شود كه در اين صورت نياز جسمىاش او را به خوردن شربت تحريك مىكند و باورهاى دينىاش او را به روزه‌دارى فرا مىخواند . نگارنده گويد : يكى از پيروان حشويه نيز روايتى را به دروغ به پيامبر نسبت داده بود كه ابراهيم عليه السّلام دروغ نگفت مگر سه‌بار . هنگامى كه به او گفتم كه اين روايت دروغ است گفت پس راويان اين حديث را دروغ انگاريم . من به او گفتم : اگر راوى ، اين حديث را روايت كرده باشد ما تنها چند راوى را تكذيب نموده‌ايم و از دروغ بستن به يكى از بزرگترين پيامبران بر كنار مانده‌ايم . سوال ديگرى كه پيش مىآيد آن است كه آن برهان الهى كه يوسف ديد چه بود ؟ به اين سؤال چند پاسخ گفته‌اند : 1 . مقصود از برهان ، حجت و حكم الهى است كه زنا را حرام نموده و زناكار را وعده عذاب داده است . 2 . برهان ، همان عصمت پيامبران است كه خداوند نيز در اين‌باره فرموده